گرگریان در کتاب شهریاران جوان ( کسروی )
بنا به شرح مندرج در کتاب شهریاران گمنام کسروی علاوه از اینکه بنام امیر وهسودان خطبه در منابر خوانده می شد وی را امیر اجل یمین دوله و شرف المله و چشم و چراغ گرگریان می گفته اند در اینجا لازم می داند که به یک موضوع ظریف اشاره شود آن اینکه از فحوای نوشته و نظر و تحلیل مرحومین سید احمد کسروی و محمد علی تربیت چنین مستفاد می شود این دو محقق که با هم ،هم عصر بودند به نظر می رسد رقابت فکری و قلمی و تحلیلی با هم داشتند زیرا مرحوم تربیت با استناد از منابع موثق تاریخی نسبت روادیان و شدادیان و امرای آنها مملان و وهسودان ابن فضلول ابولحسن علی لشکری را به قوم گرگر که از کنار دریای سیاه مسقط الراس اصلی کوچ در حوالی کوبا و آذربایجان و اران پراکنده شده اند می دانند و اصرار علنی ندارند که این طایفه یعنی روادیان و مخصوصاً ابو منصور وهسودان از خود گرگر طرف جنوب رود ارس بوده است فی الجمله نظر می دهند که ایشان ریشه اصلی شان گرگری هستند به طوری که مرحوم کسروی در صفحه 175 کتاب شهریاران گمنام در زیر نوشت همان صفحه به صراحت نظر می دهند و به نظر مرحوم تربیت معترضند که روادیان از اهالی گرگر جنوب رود ارس نبود ه اند مرحوم تربیت یعنی به غلط چنین نظر داده اند حالا بحث را باید روشنتر باز کنیم اولاً به نظر هر دو نویسنده روادیان از اصل از قومیت گرگری برخوردارند حالا چه فرق می کند چه گرگری اصلی بوده باشند که از قفقاز آمده اند یا گرگری گرگر جنوب ارس به طور کلی در میان ما مردم آذربایجان مثلی است که در محاوره ها به آن اشاره می شود به این معنی : حسن کچل یا کچل حسن که هر دو کچل بودن حسن را توجیه می کنند و پس و پیش بودن حسن مطرح نیست در هر صورت امیر وهسودان روادیانی قومیت گرگری دارند و حکیم قطران مرحوم در آن عصر و قرن پنجم می زیسته از قراین امر هم چنین استفاده می شود که کشور ملوک الطوایفی بوده و شدادیان بنا به نوشته کسروي در كتاب شهرياران گمنام و هم روادیان در یک عصر اولی در منطقه ای به نام ارّان به مرکزیت گنجه و دومی در آذربایجان به مرکزیت نخجوان و تبریز حاکم بوده اند از نوشته ها محرز می گردد که وهسودان از معروفترین پادشاهان روادیان و او را امیر اجل در خطبه ها، خطبه خوانی می کردند که تاریخ طبری و ابن اثیر و این مسکویه و این اسفندیار از وی نام برده اند و تا سال 446 هجری در حال حیات و سلطنت بوده است یادآوری این نکته را نیز خالی از وصف نمی داند که از اتفاقات عجیبی که در دوران حیات قطران اتفاق افتاده است در سال 441 ه . ق در زمان امارت ابولیسر سپهدار ارّان از شدادیان عید نوروز و عید فطر با هم تقارن می یابند که حکیم قطران در آخر غزلی که در مدح وی سروده هر دو عید را بر حکمران اران تبریک می گوید اینک بیت مزبور :
خجسته بادت نوروز عید روزه گشای
برتو همه آفاق راست کرده خطب
هفتم در رابطه به ماخذ اشاره شده خاطرات سفرسوم ناصرالدین شاه به اروپا در رمضان سال 1295 قمری که شخصا در آنها یاداشت نموده که به سوابق موجود دلالت به سابقه نبود جلفا و همچنین به وجود بلوک گرگر و سایر مطالب مربوطه و عبور از روی رود ارس با وسیله قایق و یا به قول خود ناصر الدین شاه با گمی حاج خانم گرگری اشاره نموده اند که جای تردیدی باقی نمی ماند .
در این وبلاگ خاطرات یکی از اولین معلمین منطقه را که تاریخ گویای واقعی این شهرستان میباشد از زبان خودش درج مینماییم آقای شاپوری آنگونه که خودش میگوید : اینجانب حاج حبیب الله شاپوری گرگری دارنده شماره شناسنامه 189 متولد برابر شناسنامه هشتم میزان 1299 شمسی قلمداد شده در ورقه شناسنامه ام که دقیق و صحیح نبوده تاریخ تولد واقعی با سال قمری روز پنجشنبه 25 شهر جمادی الاولای سال 1338 هجری قمری است برابر با 18 بهمن 1298 فرزند فضل الله و رقیه که فضل الله فرزند کربلایی فرج الله فرزند کربلایی حسن فرزند خداقلی فرزند محمد قلی فرزند آستانه قلی ، فرزند امیر علی فرزند محمد قلی گرگری الاصل که امیر علی مزبور بانی قنات امیرآباد می باشد .