تبليغاتX

 

تصاویر بزرگان قدیمی و دستنوشته ها ی باز مانده از نیاکانمان  خلاصه هر چیزی را که فکر میکنید به تاریخ منطقه جلفا مربوط باشد به آدرس ایمل یا بشماره تلفن اینجانب اطلاع دهید تا بنام خودتان برای انتقال به تسلهای آینده در این وبلاگ جمع آوری نماییم  hgsad2003@gmail.com شماره        09378954036  و
* هر ملتی که از تاریخ کشور خود آگاهی نداشته باشد , ناگزیر اشتباهات گذشته را تکرار خواهد کرد *****جواهر لعل نهرو بیاد مانده های یک نفر معلم بازنشسته

بیاد مانده های یک نفر معلم بازنشسته

افسوس بر آن عمر گرانمایه که بگذشت ××× ما ازسره تقصیر و خطا در نگذشتیم

حالا که بحث از معاریف وشخصیت هایی است که خدمات او در رابطه با توسعه شهری و عمران و آبادانی و همه گونه از کارهای نسبت به زادگاهش فوق العاده چشمگیر و ارزنده و قابل توجه می باشد این شخصیّت مرحوم رضاخان ناظمی علمداری و مادرش مشهدیه خانم تکذبان دختر ولی بیک ابن مشهدی حسن قصاب که اصالتاً از اهالی یایچی شمال رود ارس می باشد از طرفی چون جده مادری پدرم بنام هاجر خانم عیال کربلائی عباس پسر خیالی گرگری هم دختر همین مشهدی حسن قصاب علمداری بوده و بنا به توصیه والد ماجدم بفکّ و فامیل دور و نزدیک آبا و اجدادی پدرم تا شش هفت پشت آشنایی دارم و عمده منظور از شرح و بسط موضوع آشنا نمودن افراد مطلع و همچنین آگاهی نفاق افکنان جامعه است که بدانند و متنبّه باشند که گذشتگان چطور با هم قرابت نزدیک برقرار می کرده اند و به گفته و سروده مرحوم  سید محمد حسین شهریار و نظیره خانم سولماز فهیمی را همیشه مدنظر داشته باشیم

بیزی آلاتماقا چوق رهلی سوزلر سویلویور دوشمن

آماندی اویمویاق بیلر که دوزدن چوق یالان واردی

حالا بهتر است از موضوع خارج نشویم اشارتی بود معروض افتاد عارفان بهتر تحقیق  تحلیل می فرمایند  مرحوم رضاخان ناظمی که پدرش اهل خوی و مادرش برابر هویت اشاره شده علمداری بود بعد از قائله شهریور 20 که جلفا بکلی ویران شد و بعد از تصمیم کنفرانس تهران که سران سه دولت بزرگ بنام متفقین استقلال کشور را تضمین نمودند سازمانهای دولتی و وابسته به دولت موجودیت خود را پیدا و برابر دستور مقامات مرکزی استقرار آنان در محلّه های قبلی الزامی شد و با اینکه ساختمانهای جلفا تخریب و غارت شده بود به خصوص ساختمانهای دولتی و قطع مسلّم با جزئی تعمیراتی می شد ،  دهداری و شهرداری را هم در آن محله ها اسکان داد ولی از نکته نظر اینکه مرحوم مزبور ناظمی که قبلاً کارمند بخشداری گویا سمت شهرداری جلفا هم با وی بود به بهانه نبودن ساختمان مسکونی تشکیلات بخشداری و دهداری وشهرداری جلفا را به علمدار انتقال و حتی در خانه متعلق به خود اسکان داد در این موقع برای اینکه در علمدار امنیّت تا حدّی محفوظ بود ادارۀ دارایی هم تشکیلات خود را به علمدار انتقال دادند مسلّم است این امر بی نهایت سبب توسعه شهری و رونق بازاری گردید و کلّ درآمد شهرداری جلفا و خود علمدار گرگر به مصرف اقدامات ضروری شهری علمدار شد و حتی خوب به خاطر دارم که از محل درآمد صدی پنج سهم فرهنگ از شهرداری را مرحوم مغفور به مصرف هزینه احداث یک باب مدرسه شش کلاسه دخترانه در علمدار نمودند که بعد از انقلاب 22 بهمن در محلّ همین ساختمان کهنه تخریب و مدرسه زینبیه فعلی با ملحقّات مربوطه احداث گردید لازم به عرض است که به پاس پیشگامی و فعالیّت معظم علیهم در احداث مدرسه قبلی سالها نام همان مدرسه به نام آن رمرحوم دبستان دخترانه نظامی علمدار نامگذاری شده بود و بسیار اقدامات سودمند دیگری از جمله خاکبرداری بازار علمدار که قبلاً تپه ماهوری بیش نبود از یادگاریهای ایشان می باشد یاد و نامش گرامی و روحش شاد باد و ایشان در دوران بخشداری در پلدشت فعلی به رحمت ایزدی واصل و همان جا مدفون گردید                             

این آخرین قسمت خاطرات حاجی آقای شاپوری گرگری بود که تقدیم عزیزان گردید .ایشان دفتر دیگری دارند شاید متفاوت با این خاطرات که اگر خداوند توفیق عنایت فرماید  با کسب اجازه از خدمت حاجی اقدام به نشر آن خواهد شد . با آرزوی طول عمر با عزت و عظمت برای این استاد عزبز فعلاًاین دفتر را به پایان میبریم و منتظر نظرات پیشنهادات انتقادات شما سروران هستیم آدرس ایمیل و شماره تماس مدیر این وبلاگ و وبلاگهای شهرستان جلفا ....... در بالای وب موجود است . شاد و سربلند باشید .

صادقی گرگری نویسنده وبلاگ

+ نوشته شده در  جمعه هشتم آبان 1388ساعت 23:1  توسط حیدر صادقی  | 

پیشاپیش تولد امام هشتم شیعیان جهان ، امام رضا (ع) را بر عموم مسلمانان جهان بویژه هموطنان عزیز تبریک میگویم .

---------------

آخرین قسمت خاطرات حاجی آقا شاپوری گرگری (ناظمی علمداری ) بزودی 

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم آبان 1388ساعت 22:39  توسط حیدر صادقی  | 

تا کنون که بمعرفی شخصیت ها و معاریف منطقه پرداخته ام بسیار بجا خواهد بود حسن ختام عرایضم را با معرفی تنها شخصیت علمی و فرهنگی و اجتماعی فردی پایان دهم که جزو فرایض انسانی و اخلاقی بلکه عقیدتی شخص اینجانب است چون بنا به فرموده مولا آقا امیر المومنین علی علیه السلام آن مجسمه علم و فضیلت و تقوی مَن عَلَّمنی حرفاً قد صیرنی عبدا این شخصیت منظور سمت معلّمی و مربی بر شخص اینجانب و چند نفر دیگر دارند . خصوصاً بعلّت نبودن دبیر ادبی و ادبیات چند سالی تدریس عربی تنها دبیرستان نظامی علمدار را افتخاراً بعهده داشتند ایشان که مرید و مراد و معلّم بزرگوار شخص اینجانب و رفقای همکار و غیر همکارمان بودند مرحوم مغفور جنّت مکان و خلداشیان جناب آقای میرزا عباس رضی زاده فرزند میرزا رضی مرحوم بودند علاوه از منطقه معرّف اهل علم تبریز و قم بودند ما جامع المقدمات عربی ( صرف میرتصریف عواملانموذجصمدیّه را از محضر ایشان دقیقاً تلمّذ نموده ایم حتی باب طهارت کتاب شرایع و چند خطبه از خطبه های نهج البلاغه را به ما تعلیم فرمودند و بر ضمّه بنده و یک عده دیگر منت بزرگی دارند اصلاً اگر گزاف بحساب نیاورند مایه افتخار منطقه بودند ایجانب را یارای توصیف سجایای علمی و اخلاقی وی نیست به قول سعدی علیه الرحمت« حاجت مشاته نیست روی دل آرام را »  ولی با این همه علم و فضیلتی که مخصوصاً در تعلیم صرف و نحو عربی داشتند واقعاً سرآمد عصر خود بودند چنانکه شنیده شد دانشگاه تبریز برای استخدام و استفاده از دانش ایشان متمایل بودند ولی معظم علیهم از قبول خدمات دولتی متأسفانه اعتراض داشتند و به همان شغل زراعتی آبا و اجدادی خود قناعت نمودند و آن همه فضیلت و علم و معرفت اندوخته خود را با خود به گور بردند یادشان و نام شان گرامی و روحش قرین ارواح طیبه معلمین اخلاق انبیای عزام و اولیای کرام باد رحمه علیهم

-------

لازم به توضیح است که در پست های اولیه درباره این استاد مسلم زمانه خود مطالبی درج شده است . در ضمن آقای داوود رضی زاده قول اهدا یک تصویر از ایشان را داده اند که بعد از وصول به مطلب و آلبوم اضافه خواهد شد.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388ساعت 8:37  توسط حیدر صادقی  | 

شایسته است از ذکر خیر و یادآوری نیک مردی چون مرحوم میرزا هاشم فرهمند علمداری غفلت نورزیم با اینکه در اثر راهنماییهای مرحوم تیمسار سرتیپ دول و قاجار اولین رئیس هیئت بازرسان شاهنشاهی اعزامی در بهار سال 1326 جمعیت شیر و خورشید سرخ در علمدار تأسیس شده بود که آقای فرهمند تنها شخصیتی بودند که خانه باغچه مسکونی خود را که بیش از سه هزار متر مربع بود بطور رایگان به جمعیت شیر و خورشید سرخ علمداراهدا نمودند که متعاقباً اقدام به احداث ساختمان مرکز اداری و درمانگاه  جمعیت شیر و خورشید سابق (هلال حمر فعلی ) گردید که درمانگاه مزبور از بدو احداث تا کنون بهره برداری می شود  و در نتیجه اقدام خیر ایشان و بودن محل بعداً اقدام به احداث ساختمان و سالن مجهزتری از طرف جمعیت شیر و خورشید گردیده است که فعلاً سپاه پاسداران انقلاب اسلامی منطقه با تمام تشکیلات و تجهیزات در همین ساختمان مستقر می باشد شک نیست نام این شخصیت آگاه در دفتر الهی بنام بنیانگذار در دفتر صالحات و باقیات ثبت و ضبط شده است رحمه الله علیهم .

----

مدیر وبلاگ : اگر عزیزانی در باره این همشهری نیکوکار عکس یا مطالبی دارند خواهشمند است با تلفن بالای وبلاگ تماس بگیرند تا بعد از تحویل گرفتن به بالای متن اضافه شود . ممنون 

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم مهر 1388ساعت 6:44  توسط حیدر صادقی  | 

خیابان ولیعصر -بلوار بیمارستان دکتر ساجدی به میدان قیام

چون منظور از معاریف و خیّرین افرادی هستند که چه خود شخصاً درپارۀ حرکات اجتماعی واصلاحی پیشقدم و از بذل هرگونه کمکهای مادی معنوی مضایقه نفرموده اند چه آنها که رهبر و رهنمود اقدامات مفید اجتماعی شده اند در این راستا دور از مروت و انصاف وجدانی می باشد که از خدمات صادقانه و خیر خواهانه شخصیت بزرگوار جناب حجه الاسلام والمسلمین آقای حاج میر زین العابدین صدرحاج میر زین العابدین صدر موسوی گرگری موسوی گرگری که انصافاً کسی است که مردانه و مجدّانه با قبول رهبریت پیشقدم در احداث خیابان ولیعصرکه شهر  منتهی به بیمارستان ساجدی و جاده ورزقان می باشد ، شدند که علاوه از تحمل هرگونه زحمت و تامین مصارف هزینه شخصاً و با کمک افراد خیّر باین امر مهم اجتماعی که جنوب شهر هادیشهر را مطلقاً از بن بست خارج و رفاه حال عمومی اهالی را با احداث این خیابان تامین و خلاص نمود دست زدند بدون اغراق به شهادت عموم اگر ایشان در این مسئله پیشقدم نمی شدند و از طرفی اگر نبود ابتکار فکری و عملی ایشان قطع مسلم این شاهراه بزرگ سهل است که گشوده نمی شد بعید به نظر می رسید که با وجود افکار منحط و متضاد موجود در منطقه توفیق در این امر حاصل نمی شد جا دارد ضمن تشکر و سپاس از این حرکت خداپسندانه ایشان همواره برای ایشان طول عمر و برای خود و خانواده ایشان توفیق موفقیت و سعادت اخروی از درگه حق تعالی استغاثه و بر آبا و اجداد طاهرش علوّ درجات و بخشش و مرحمت خداوندی مسئلت نماییم .شک نیست نام این شخصیّت ممتاز در زمره خیّرین بنام منطقه ثبت و باقی خواهد بود .

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم مهر 1388ساعت 12:42  توسط حیدر صادقی  | 

لازم می دانم بمعرفّی نیکمردی از طیف وطبقه زحمت کش جامعه که دارای بینش والا و آگاهی کاملی از اوضاع اجتماعی را داشت ، بپردازم این شخصیّت بنام حاجی مهدی انصاری علمداری می باشد که بنا بگفته والد ماجدم در سال 1906 میلادی موقع احداث خط شوسه جلفا تبریز با داشتن دو دستگاه گاری اسبی ایشان پیمانکار خاکبرداری و خاکریزی قسمتی از این راه  را به عهده داشتند  چون شخصاً فردی تلاشگر بودند از این راه سود کلانی بدست آورده مبادرت به خرید املاک زیاد و احداث باغ می نمایند اولین حرکت و اقدام نیکی که بعمل می آوردند چون باغ مزبور در مسیر راه علمدار به قریه لیوارجان بود چشمه و قناتی در این فاصله موجود نبود افراد کارگر و رفت و آمد کنندگان در این مسیر مخصوصاً از لحاظ آب شرب سخت در مضیقه بودند روی این اصل مرحوم مغفور اقدام به احداث سقابه ای در جنب باغ خود جهت تامین نیاز عمومی از لحاظ آب مشروب نموده هفته ای یک مرتبه  انبار مزبور را از آب چشمه سارکنن جو که مجرایش حول و حوش باغ ایشان بود پر می نمایند البته باشرایط خاص زمانی این اقدام ایشان فوق العاده چشمگیر بود که مدّتها مورد استفاده عمومی بود .

یکی دیگر از اقدامات نیک ایشان تعمیر و ترمیم راه بایربه اراضی شمال بایر بود چون مردم نیاز مبرم جهت تامین سوخت و علوفه حیوانی  به این راه داشتند بدینوسیله تامین نیاز مستضعفان جامعه به سهولت و راحتی فراهم می شد و مردم همیشه از این حرکت ایشان اظهار رضایت نمودنده و می نماید .

مبادرت بخرید و تکمیل وسایل آزمایشگاهی تنها دبیرستان نظامی علمدار توسط این شخص با توجه به موقعیت زمانی فوق العاده حائز اهمیت بود که به دلیل آشنایی ایشان و بینش واقعی معظم له و وسعت آگاهی وی بوده است .

سابق بر این طبق سنت های قدیمی مخصوصاً کوچکی محیط و کمی جمعیت مجالس ترحیم و تعزیه در منازل اشخاص برگزار و اطعام و احسان در خانه ها با نهایت زحمت انجام می شد مخصوصاً برای افراد فقیر و بی بضاعت علاوه از زحمت نبود محل مناسب خفّّت آور بود ایشان بودند که انجام مراسم تعزیه در مساجد را بنیان نهاده نام خود را در جرگه بدعت گردانان حسنه منطقه ثبت نمودند .

ایجاد و احداث اولین حمام بهداشتی در منطقه توسط ایشان عملی شد و مالکین حمامهای خزینه و غیر بهداشتی علمدار گرگر ناچاراً  و در اثر فشار مقامات نسبت به تبدیل حمامی قدیمی به بهداشتی با اصول جدید اقدام نمودند که مسبّب اصلی و بنیانگذار این امر خیر مرحوم حاج مهدی انصاری علمداری بودند رحمت و مغفرت الهی شامل حالشان بوده و خواهد بود رحمت الله علیهم

-----------------------

** از کسانی که از این مرد نیکوکار  و حجت الاسلام صادق آهنگری علمداری و سایر افرادی که در این وبلاگ نامی از آنها برده شده ، عکسی دارند ، جهت اضافه نمودن به آلبوم عکس وبلاگ و همین پست به اینجانب تحویل فرمایند که یک دنیا ممنون خواهم شد و در پایان خاطرات یک نسخه از تمام مطالب این وب در روی سی دی به آنان تقدیم خواهد شد  

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم مهر 1388ساعت 10:42  توسط حیدر صادقی  | 

حال که صحبت از خیّرین منطقه است بهتر است از اقدام خوب و خدا پسندانه چند نفر از افرادی که برای رفاه حال عمومی قدمهای مفید و موثری برداشته اند جهتکربلایی عباد عباد زاده یکی از نوههای حاج احمد اطلاع خوانندگان معروض گردد . سابقاً مرحومین حاج احمد و حاج حسینعلی و حاجی حمزه از اهالی گرگر مبادرت به احداث یک باب حمّام با اسلوب قدیم آن زمان که معمول بوده می نمایند البته نصف حمام متعلق به حاجی احمد و نصف دیگر متعلق به دو نفر آقایان حاج حسینعلی و حاجی حمزه بوده است مرحوم حاج احمد پیش بینی می نماید با اینکه درآمد حمام را ورّاث شرعی دریافت می نمایند امکان دارد حمام احتیاج به تعمیر اساسی و یا تجدید بنا داشته باشد لذا یک قطعه زمین زراعی متعلق به خود را در جوار غرب آبادی ( زمین مشهور به چالش آل تی  - نویسنده) بعنوان پشتوانه حمام منظور می نماید که بعد از فوت مرحوم مزبور ورّاث بر حسب وصیّت مرحوم زمین مزبور را تقسیم نمی نمایند البته محصول حاصله از کاشت و برداشت آن به ورّاث فقیر و محتاج خاندان  داده می شود چون دیگر حمام احداثی قبلی بکلی خراب و از بین رفته زمین آن هم توسط وراث قانونی احداث کنندگان بفروش می رسد از طرفی عمده وراث مرحوم حاج احمد با احترام بر نیت پاک آن مرحوم و بنام وی سهم الارث خود را جهت احداث یک باب آموزشگاه محلی ، آموزش و پرورش جلفا واگذار می نماید که ضمن تهیه نقشه ساختمان آموزشگاه از نظر مرغوبیت و تنظیم کروکی و غیره و بطور کلی از نظر مهندسی ناقص بنظر می رسد که مستلزم توسعه زمین ازطرف شرق که ملکی آقای حاج عباس قائمی و عیالش خسروانی می گردد و در این موقع با اینکه نامبردگان از متمکنین آنچنانی نبودند ولی نیت پاک باطنی و علوّّ همت انسانی آنان را وادار به واگذاری رایگان و اهداء آن مقدار مورد نیاز مدرسه جهت تکمیل ساختمان آموزشگاه مورد نظر که بدون نقص و اشغال مرتفع گردد ایشان هم نیم هکتار زمین خود را به آموزش و پرورش اهداء می نماید در نتیجه ساختمان مزبور تکمیلاً احداث می شود و از طرفی بنا به خواست اهالی منطقه و ایجاد ضرورت با اینکه اهالی جنوب شهر دوازده هکتار زمین رایگان جهت احداث زمین دانشگاه در اختیار دانشگاه آزاد اسلامی گذاشته اند لذا وجود ساختمانهای احداثی در زمینهای حاج احمد و حاج عباس قائمی و عیالش اسباب این می گردد که شعباتی از دانشگاه آزاد اسلامی موقتاً در همین ساختمان دایر گردد که مدت چند سال دانشگاه آزاد اسلامی در محل ساختمان مزبور تاسیس و دایر و مورد استفاده گردید است بدیهی است عامل و بلکه بنیانگذار دانشگاه مزبور اگر بنام مرحوم حاج احمد و حاج عباس قائمی و عیالش قبول داریم اشتباه نکرده ایم و بلکه بحق بوده است جا دارد از معظم العلیهم بنام خیّرین جامعه تشکر و قدردانی گردد و از درگاه حق تعالی استغاثه نماییم روح شریف مرحوم حاج احمد را شاد و غرق رحمت و مغفرت خود قرار داده برای حاج عباس قائمی *و عیالش که در حال حیات هستند سعادت و خوشبختی و موفقیت مرحمت فرماید انشالله

--------------------------------------

* حاج عباس قائمی بتازگی فوت نمودهاند.

برای آشنایی با وصیت نامه حاج احمد اینجا را کلیک کنید

+ نوشته شده در  جمعه دهم مهر 1388ساعت 12:22  توسط حیدر صادقی  | 

دور از انصاف است از یادآوری تنها شخصیت علمی مرحوم حاج آقای سید حسین آقا عمرانی گرگری فرزند مرحوم سید رسول که از علمای طراز اول منطقه و زهد و ورع و تقوا ایشان زبانزد خاص و عام بوده است غفلت نماییم که قریب به هشتاد سال به ارشاد مردمی در گرگر پرداخته اند از طلاب ... نجف دیده دوران زعامت مجتهد عالیقدر مرحوم مغفور آیت اله حاج شیخ عبداله ممقانی بوده و بیش از یکصد سال زندگی و در تاریخ ۰۰۰  در مولود و موطن اصلیش هادیشهر فعلی ( گرگر ) بدورد حیاط گفته و مدفون گردیده اند .

یکی دیگر از علما و روحانیون بزرگوار منطقه که به داشتن تقوی و پرهیزکاری شهرت دارند مرحوم حاج ملا صادق آهنگری علمداری بودند از زهد و تقوی ایشان همین بس که در بحبوحه پیروزی انقلاب با توجه به اینکه آب مشروب شهرداری تامین نیاز عمومی نمی کرده از جوانان پرشور انقلابی ... متصرف آب چاه مرحوم دکتر سجاد ساجدی جهت تامین نیاز آب شهری که در مجاورت شهر بود می نمایند مرحوم بالای منبر از این حرکت اعلام انزجار می نماید لذا اهالی هم احتراماً از نظر ایشان حمایت و از غضب از استفاده آب مزبور خودداری می نمایند با اینکه مرحوم جوان بودند به دلیل ابتلا به بیماری دیابت در تاریخ... فوت و در زادگاه خود هادیشهر ( علمدار ) مدفون می شوند .

نمایی از مسجد جامع گرگر که با هزینه مرحوم حاج میر عباس عمرانی گرگری بنا شده

در راستای یادآوری و تشکر و قدردانی از نیکمردان و خیّرین منطقه جا دارد بر حسب وظیفه دینی و اخلاقی و اجتماعی از اقدامات بسیار چشمگیر و مهم مرحوم حاج عباس عمرانی گرگری فرزند مرحوم سیّد آقا که از سادات جلیله و ارجمند گرگر و برادرزاده مرحوم آقای حاج سیّد حسین آقا عمرانی که در بحث قبلی عرض شد ایشان جزو علمای اعلام منطقه معرّفی شده اند که مطابق با واقعیّت و حقیقت است ماجرای تقبّل کل هزینه احداثی مسجد جامع واقع در میدان امام حسین (ع) گرگر توسط معظم العلیهم یعنی حاج عباس عمرانی یادی کرده باشیم بدیهی است خدمات ایشان در رابطه با تخریب و تجدید بنای مسجد مزبور فوق العاده حائز اهمیت می باشد که برای شنونده و بیننده بی نهایت تعجب آور است که تجدید بنای مسجدی با آنهمه ساختار و عظمتی و گنبد و مناره های مربوطه که می توان گفت در شهرستان جلفا و مرند از نظر اهل فن منحصر به فرد می باشد که بیش از هشتاد میلیون تومان هزینه احداث و ایجاد آنرا پرداخت و برای اینکه احیاناً جهت تکمیل جزئی هزینه های بعدی نیز برابر وصیّتی که نمودند از ثلث ما ترک خود منظور وتاکید بر انجام آن نمودند بدیهی است ساختمان مزبور دو اشکوبه و با اصول مهندسی و معماری روز انجام یافته شک نیست یاد و نام و روح شریف این فرد مومن در پرتو فرمان مبارک الهی انما یعمر مساجد الله من آمن بالله و الیوم الآخر ابد الآباد دائم السنوات ورد و ذکر آیندگان و در دفتر باقیات صالحات الهی ثبت و ضبط خواهد بود از محضر عالی و متعالی خدای سبحان مسئلت داریم که روح پاک و مطهر این شادروان را قرین ارواح طاهره ، اجداد ماجدش فرمایاد به منه و کرمه تعالی شأنه

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم شهریور 1388ساعت 10:47  توسط حیدر صادقی  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388ساعت 9:7  توسط حیدر صادقی  | 

توضیحاً عرض می شود در همان تاریخ احضار ریش سفیدان گرگر نوشته ای به گواهی روحانیون مرند و زنوز هست که تأیید نموده اند در گرگر سابقه ای اربابیت و ... نمی باشد .

قطع مسلم از بحث فوق که قبول دارم مصدع  خاطر خواننده گرامی شد منظور رساندن مسئله تیول و تیولی بود قطع نظر از اینکه موضوع اربابیّت و بهره کشی قلدران جامعه از مستضعفان و زحمتکشان جامعه ایرانی آن روز بوده مستحضر می باشند و بنظر رسید موضوع تیول و تیولی که یک پدیده زشت و من درآورده ی بود که به فراخور اطلاعات و آنچه در توان قلمی بود معروض افتاد که بمجرد پیشنهاد مرحوم قلیخان میر پنج گرگری برای ریش سفیدان علمدار بضعامت مرحومین حاجی شریف* و مرحوم حاجی محمود* از پیشنهاد استقبال سند ابتیاعی علمدار که در واقع شامل کل ادعای آقای قلیخان می باشد تنظیم و به امضای ریش سفیدان مزبور رسیده و حتی سند مزبور به مهر و امضای مرحوم حسنعلی خان امیر نظام گروسی حاکم حکومت و ایالت آذربایجان بتاریخ 1309 رسید نامبردگان از جمله نیک مردان و خیّرین منطقه بخصوص علمدار گرگر می باشند اصل همین سند جزو اسناد ارزشمندی است که در کتابخانه هادیشهر موجود می باشد شک نیست با یادآوری خیّرین جامعه افراد مزبور مشمولین دعای خیر عمومی و مستغرق در دریای مواج رحمت الهی تا قیام قیامت خواهند بود رحمه الله علیهم .

با اینکه گرگریها از پیشنهاد مرحوم قلیخان میر پنج بنا بعلل و سوابق معروضه استنکاف نمودند که در نتیجه ارجاع و وصول حق تیولی گرگریها را به قلدر قدرتمندی چون حسن آقا گنجه ای تبعه دولت و برادر روس نمودند که مباشر گنجه ای ظالم با استفاده از نفوذ ارباب خود سالداتهای روسی مقیم جلفا را جهت ارعاب وضرب و شتم گرگریها وارد معرکه کرده مدّت سه سال بدون هیچ منطق و دلیلی و حتی رعایت موازین شرعی که بنابه گفته آن نغض گفتار قرن :

بیهوده سخن و حــق و باطل چه کنی

 رو زور بدست آر که حق با زور است

 مبادرت بوصول بهره مالکانه از کل داشت و برداشت زارعین بیچاره می نمایند که  ناچاراً 170 نفر  کشاورزان زحمتکش که پدر نگارنده هم جزو آنها بود به رهبری آخوند ملا اسد اله سهروی فرزند حاج المحمد و ملا اسماعیل ناطقی فرزند ملا حسین کوماری الاصل به تبریز عزیمت  ، مدت شش ماه در تبریز مستقر در مقامات ایالتی و دولتی و شرعی بتظلم و دادخواهی میپردازند از حسن تصادف چون دنیا هیچوقت خالی از مردان نیک و حق پرستان نبوده است با راهنمایی افراد خوش نیّتی با دستگاه کارگزاری استان که جزو مقامهای مهم تصمیم گیرنده وقت بمدیریت بهترین وشریفترین عنصر ایرانی بنام شریف الدوله بنی آدم که از رجال مشهور و خوشنام ایران بود توانستند تماس و مراتب مظلومیت خود وستم وارده از جانب حسین آقای مزبور را مشروحاً مو به مو بااطلاع ایشان میرساند در نتیجه مرحوم مغفور با تصمیم قاطع وارد جریان و با دعوت از منتفذین وقت از جمله قونسول و سر قونسولگری روسیه با در نظر گرفتن موضوع تبعیّت حسن آقای مزبور همچنین سایر افراد ذی ربط و گرگریها و وکیل آنها بالاخره جلسه ای بتاریخ سیزدهم زی الحجه سال  1333 قمری در دفتر کارگزینی ایالتی تشکیلات خود مرحوم شریف الدوله مراتب را مشروحاً جهت اطلاع حاضرین در جلسه قرائت و مصراً  درخواست میکند که حسن آقای گنجه ای مالکیّت و یا حق تیولی خود را باید در این جلسه احراز کند لذا چون سند و مدرکی که در بین نبود و حسن آقا خود را بتمارض زده و در جلسه هم حاضر نمی شود لذا مرحوم شریف الدوله با ذوق و شوق تمام فریاد می زند آقایان صورت جلسه نمایید حق گرگریها ثابت شد و همچنین خسارت بهره دریافتی سه ساله آقای گنجه ای را هم به چهل هزار تومان تقویم بیست و دو هزار تومان را نقداً تحویل مرحومین ملا اسداله و ملا اسماعیل مزبورنموده و به هیجده هزار تومان بقیه هم سند ذمّه ای دریافت می کنند بدینوسیله شر و شرارت ارباب خائن بکلی قلع و قمع می شود بدینوسیله مرحومین ملا اسداله* و ملا اسماعیل* و مشارکت گذشتگان در این امر خیر خصوصاً مرحوم شریف الدّوله بنی آدم* نام خود را در دفتر باقیات صالحات ابدی ثبت و ضبط می نماید جا دارد برای علوّ درجات مرحوم شریف الدوله و سایر خیّرین از درگه خدای سبحان طلب رحمت و مغفرت برای شادی روح آنان استغاثه نماییم رحمه الله علیهم .

 ---------

پینوشت : از افرادی که با ستاره مشخص شده است اگر عکس مطلب و ... دارید مارا یاری فرمایید.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم شهریور 1388ساعت 23:42  توسط حیدر صادقی  |