روز جلفا روز بزرگداشت قهرمانانی است که با سلاحی اندک
قهرمانانه در مقابل ارتش تا بن دندان مسلح روس ایستادند و با
خون خود از مام وطن دفاع کردند ، سالی یک روز یاد آوری این روز
حداقل کاری است که ما میتوانیم انجام بدهیم . یاد و نامشان
گرامی باد
این کاردستی را نیز تقدیم میکنم به کلیه میمانان شهرستان جلفا ( پاور پوئینت با یک موسیقی خوب و تصاویر زیبا از بعضی مناظر شهرستان جلفا) دانلود کنید
حالا که بحث از معاریف وشخصیت هایی است که خدمات او در رابطه با توسعه شهری و عمران و آبادانی و همه گونه از کارهای نسبت به زادگاهش فوق العاده چشمگیر و ارزنده و قابل توجه می باشد این شخصیّت مرحوم رضاخان ناظمی علمداری و مادرش مشهدیه خانم تکذبان دختر ولی بیک ابن مشهدی حسن قصاب که اصالتاً از اهالی یایچی شمال رود ارس می باشد از طرفی چون جده مادری پدرم بنام هاجر خانم عیال کربلائی عباس پسر خیالی گرگری هم دختر همین مشهدی حسن قصاب علمداری بوده و بنا به توصیه والد ماجدم بفکّ و فامیل دور و نزدیک آبا و اجدادی پدرم تا شش هفت پشت آشنایی دارم و عمده منظور از شرح و بسط موضوع آشنا نمودن افراد مطلع و همچنین آگاهی نفاق افکنان جامعه است که بدانند و متنبّه باشند که گذشتگان چطور با هم قرابت نزدیک برقرار می کرده اند و به گفته و سروده مرحوم سید محمد حسین شهریار و نظیره خانم سولماز فهیمی را همیشه مدنظر داشته باشیم
بیزی آلاتماقا چوق رهلی سوزلر سویلویور دوشمن
آماندی اویمویاق بیلر که دوزدن چوق یالان واردی
حالا بهتر است از موضوع خارج نشویم اشارتی بود معروض افتاد عارفان بهتر تحقیق تحلیل می فرمایند مرحوم رضاخان ناظمی که پدرش اهل خوی و مادرش برابر هویت اشاره شده علمداری بود بعد از قائله شهریور 20 که جلفا بکلی ویران شد و بعد از تصمیم کنفرانس تهران که سران سه دولت بزرگ بنام متفقین استقلال کشور را تضمین نمودند سازمانهای دولتی و وابسته به دولت موجودیت خود را پیدا و برابر دستور مقامات مرکزی استقرار آنان در محلّه های قبلی الزامی شد و با اینکه ساختمانهای جلفا تخریب و غارت شده بود به خصوص ساختمانهای دولتی و قطع مسلّم با جزئی تعمیراتی می شد ، دهداری و شهرداری را هم در آن محله ها اسکان داد ولی از نکته نظر اینکه مرحوم مزبور ناظمی که قبلاً کارمند بخشداری گویا سمت شهرداری جلفا هم با وی بود به بهانه نبودن ساختمان مسکونی تشکیلات بخشداری و دهداری وشهرداری جلفا را به علمدار انتقال و حتی در خانه متعلق به خود اسکان داد در این موقع برای اینکه در علمدار امنیّت تا حدّی محفوظ بود ادارۀ دارایی هم تشکیلات خود را به علمدار انتقال دادند مسلّم است این امر بی نهایت سبب توسعه شهری و رونق بازاری گردید و کلّ درآمد شهرداری جلفا و خود علمدار گرگر به مصرف اقدامات ضروری شهری علمدار شد و حتی خوب به خاطر دارم که از محل درآمد صدی پنج سهم فرهنگ از شهرداری را مرحوم مغفور به مصرف هزینه احداث یک باب مدرسه شش کلاسه دخترانه در علمدار نمودند که بعد از انقلاب 22 بهمن در محلّ همین ساختمان کهنه تخریب و مدرسه زینبیه فعلی با ملحقّات مربوطه احداث گردید لازم به عرض است که به پاس پیشگامی و فعالیّت معظم علیهم در احداث مدرسه قبلی سالها نام همان مدرسه به نام آن رمرحوم دبستان دخترانه نظامی علمدار نامگذاری شده بود و بسیار اقدامات سودمند دیگری از جمله خاکبرداری بازار علمدار که قبلاً تپه ماهوری بیش نبود از یادگاریهای ایشان می باشد یاد و نامش گرامی و روحش شاد باد و ایشان در دوران بخشداری در پلدشت فعلی به رحمت ایزدی واصل و همان جا مدفون گردید
این آخرین قسمت خاطرات حاجی آقای شاپوری گرگری بود که تقدیم عزیزان گردید .ایشان دفتر دیگری دارند شاید متفاوت با این خاطرات که اگر خداوند توفیق عنایت فرماید با کسب اجازه از خدمت حاجی اقدام به نشر آن خواهد شد . با آرزوی طول عمر با عزت و عظمت برای این استاد عزبز فعلاًاین دفتر را به پایان میبریم و منتظر نظرات پیشنهادات انتقادات شما سروران هستیم آدرس ایمیل و شماره تماس مدیر این وبلاگ و وبلاگهای شهرستان جلفا ....... در بالای وب موجود است . شاد و سربلند باشید .
صادقی گرگری نویسنده وبلاگ
-